date_range شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ access_time ۰۴:۱۷:۰۰ ب.ظ
تعداد 2 خبرگزاری دیگر این خبر را منتشر کرده‌اند.

یادداشت/محسن صادقی واکاوی رابطه مردم با انتخابات!

یادداشت/محسن صادقی واکاوی رابطه مردم با انتخابات!

مردم جامعه مادر عرصه انتخابات تنها وابسته به یک موضوع نیستند و معمولا نمی‌توان فقط با شعار حمایت آن‌ها را بدست آورد، اگرچه در برخی موارد یک حرف به ظاهر ساده در سخنرانی‌ها و یا مناظره‌ها به مذاق مردم خوش آید اما آنچه باعث پرشدن سبد رای یک داوطلب می‌شود آرایی است که در بین قشرهای مختلف مردم وجود دارد و براساس شرایط سیاسی و اقتصادی کشور تغییر می‌کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ محسن صادقی فعال رسانه ای، طی یادداشتی درباره رابطه مردم و انتخابات و رفتار متقابل با کاندیداها نوشت؛ امروز با گذشت حدود 40 سال از عمر پر برکت انقلاب اسلامی ایران  و فراز و نشیب های این سال ها و عبور از پیچ و خم ها و گلوگاه های  سخت و خطرناک هر روز شاهد مستحکمتر و قوی تر شدن  پایه های نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم، نظامی که علی رغم نامهربانی ها چه از داخل و چه از خارج همچنان پویا و استوار به سوی آینده در حرکت است و این  در حالی است که همواره  در مسیر پر پیچ و خم انقلاب حضور مردم در صحنه های مختلف و میدان های اجتماعی و سیاسی نیز بی تاثیر نبود و شاید بتوان به عنوان مهمترین نقطه قوت این سالها از آن یاد کرد.

مردمی که در مواجهه با مسایل و رویدادهای مهم کشور همواره نقش بسزایی را ایفا کرده اند و با  رفتارهای سیاسی خود در مقابل گروهها و جریانهای سیاسی نقش تعیین کننده را ایفا کرده اند.

عرصه انتخابات نیز به عنوان یکی از میدان های تاثیرگذار همواره مورد توجه بوده است و مردم در چنین آوردگاه هایی توانسته اند تاثیرگذاری خود را نه تنها به سیاسیون و مسئولان داخلی تفهیم کنند بلکه توانسته اند در صحنه های مختلف نیز نمایش حماسی حضورشان را به جهانیان اثبات کنند.

 اما باید گفت مردم جامعه ما در عرصه انتخابات تنها وابسته به یک موضوع نیستند و معمولا نمی توان فقط با شعار حمایت آن ها را بدست آورد، اگرچه در برخی موارد یک حرف به ظاهر ساده در سخنرانی ها و یا مناظره ها به مذاق مردم خوش آید و عوامل  دیگر را تحت الشعاع قرار دهد اما نکته حائز اهمیت این است آنچه که باعث پر شدن سبد رای یک داوطلب می شود و یک جریان را بر مسند قدرت می نشاند آرایی است که در بین قشرها و لایه های  مختلف مردم وجود دارد که بر اساس  شرایط  سیاسی و اقتصادی کشور تغییر می کند.

در یادداشت سعی کرده ایم چهار قشر اکثریت موجود در جامعه را تحلیل و بررسی می کنیم:

گروه نخست، افراد و گروه هایی که تابع احزب و جریان های فکری تصمیم گیری می کنند، این افراد بیشتر ایدئولوژیک فکر می کنند و در انتخابات بیش از آنکه تحت تاثیر شرایط جامعه و مسائل روز کشور رای دهند تحت الشعاع مواضع و جهت گیری حزبی هستند و بدون در نظر گرفتن هر چیز دیگری فقط به نفع حزب و جریان فکری مورد حمایتشان رای خود را به صندوق می اندازند.

دسته دوم قشر فقیر و محروم جامعه هستند، این دسته از مردم بیش از آنکه سیاسی و حزبی فکر کنند، بیشتر دغدغه معیشت و اقتصاد زندگی دارند و معمولا طرفدار داوطلبانی هستند که شعارهایشان حول محور بهبود وضع معیشتی خانواده ها باشند. مهمترین موضوعات مورد پسند این دسته از مردم ساخت مسکن، رفع بیکاری، درآمد ، افزایش یارانه و ... است نه شعارهای سیاسی و فرهنگی.

برای دسته سوم می توان از مرفهان جامعه نام برد، طبقه ای از مردم که در رفاه و آسایش و به دور از هر تغییر اقتصادی در کشور مشغول زندگی و درآمد زایی بیشتر خود هستند و مسائل سیاسی و اقتصادی کشور چندان تاثیری بر زندگی این طبقه از مردم نمیگذارد.

این دسته از مردم بیشتر حامی آزادی در انواع گوناگون و شعارهای روشنفکرانه و فرهنگی هستند این گروه همواره به دنبال فرصت برای گرفتن ماهی از آب گل آلود نیز هستند.

اما گروه دیگر قشر عام جامعه را تشکیل می دهند افرادی که در اصطلاح سیاسی و اجتماعی به عنوان قشرخاکستری از آن ها نام برده می شود. قشری که  به گفته اکثر کارشناسان از طبقه محرومین بالاتر و به مرفهان هم نمیرسند ، قشری که  بین دو گروه محرومین و مرفهین قرار قرار می گیرند.

 این طبقه از مردم همواره تمایل دارند به قشر مرفه نزدیک شوند ، آنها درباره موضوعات سیاسی و اقتصادی تعصب خاصی ندارند و معمولا اینکه به چی کسی رای دهند و یا اینکه چه کسی بر مسند قدرت بنشیند برایشان چندان اهمیتی ندارد و بی تفاوتند.

این افراد در جامعه کم نیستند و در لابلایی تمامی گروه های جامعه هستند و بیشتر مورد توجه سیاسیون قرار می گیرند،  در این گروه از مردم این کاندیداها هستند که به سمت آنها میروند و سعی در مجاب کردنشان برای کسب رای به نفع خودشان هستند.

قشر خاکستری  در اکثر انتخابات نشان داده اند بر اساس شرایط و وضع موجود جامعه حرکت می کنند و معمولا غیرقابل پیش بینی هستند و به یک شیوه عمل نمیکنند .

مطلب حائز اهمیت این است که با کمی دقت و ریزبینی در طبقات مختلف جامعه می توان دریافت که برای جذب آراء آنچه که تا امروز هم در حال رخ دادن می باشد این است که جریان اصلاح طلب نیز با سر دادن شعارهای فرهنگی و شعارگونه بیشتر به دنبال آزادی های فراتر از قانون و گاه بی قید و بند هستند و بدون درنظر گرفتن خواسته های دیگر اقشار جامعه فقط به منافع خود فکر می کنند، از سوی دیگر جریان مقابل اصلاح طلبی یعنی جریان اصولگرا هستند که علاوه بر حمایت از شعارهای فرهنگی و ارزشی سعی می کنند وضعیت اقتصادی و معیشتی را هم مد نظر قرار دهند.

و اما در پایان آنچه از برایند اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه برداشت می شود این است که  مردم در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری به فکر ایجاد شغل، افزایش یارانه نقدی، ساخت مسکن ارزان قیمت، واگذاری تسهیلات مناسب و آسان هستند  و از کاندیدایی حمایت می کنند که این مسائل و موضوعات بیشتر در شعارهایشان دیده می شود. حال باید منتظر ماند و دید در روز جمعه دوازدهم اردیبهشت چه کسی از داخل صندوق های رای برای چهار سال دیگر برای این مردم زمام امور را بدست خواهد گرفت.

نمایش موجودیت‌ها